👈 فروشگاه فایل 👉

پاورپوینت گزیدۀ قصاید خاقانی

ارتباط با ما

... دانلود ...

2- مستان صبح چهره مطرا به می‌كنند

كاین پیر طیلسان مطرا برافكند

مستان صبح : صبوحی كنندگان . مطرا(مطری) : تازه و تازگی كرده شده، گاهی مجازا به معنی مصفا و آبدار.(غیاث) باطراوت. به می‌:با می، با شراب . پیر: كنایه از چرخ و آسمان است. طلیسان :‌معرب تالسان، نوعی از ردا و فوطه كه عربان و خطیبان و قاضیان بر دوش اندازند. (غیاث)

«« طلیسان مطرا، كنایه از شب است كه ردای سیاه بر تن كرده است. معنی: آن گاه كه این چرخ ردای [سیاه] خود از دوش بردارد(صبح سپیده بزند) صبوحی كشان چهرة‌خود را به وسیله صبوحی زدن با طراوت می‌كنند.

3- جنبید شیب مقرعة صبح هم كنون

ترسم كه نقره خنگ به بالا برافكند

شیب: به كسر شین: دوال باریك كه بردنبالة تازیانه وصل كنند تا به وقت زدن آواز برآید.(غیاث)// مقرعه: تازیانه، شیب مقرعه در مجموع رشته‌های تازیانه و شیب مقرعة صبح، كنایه از تیغهای نور آفتاب است. »»

««

شاعر نخستین تلألوء تیغهای خورشید را به حركت تازیانه و تكان خوردن دنبالة تازیانه تشبیه كرده است و با توجه به مصراع بعدی (نقره خنگ) بی‌مناسبت نیست. ترسم:‌بعید نمی‌دانم. نقره خنگ: اسب نقره گون، استعاره از خورشید. بالا افكندن: به بالا جهاندن كه كنایه از بالا آمدن خورشید است. معنی: تیغه‌های نور آفتاب به حركت درآمد، بعید نیست به دنبال خورشید بالا بكشد.

4- در ده ركاب می‌كه شعاعش عنان زنان

برخنگ صبح برقع رعنا برافكند

ركاب: پیالة هشت پهلوی دراز: (شرح سجادی ص 204) عنان: لگام: عنان زنان: شتابان. خنگ: اسب سفید موی یا سیاه و سپید؛ خنگ صبح: اضافه استعاری كنایه از خورشید است.// برقع: روبند، نقاب.// رعنا:‌زیبا.بین ركاب، عنان و خنگ مراعات النظیر است. »»« در واژه «ركاب» ایهام تناسب است:‌الف) پیاله ب) از لوازم زین است.// معنی: جام می‌هشت پهلو را بده كه شعاع آن شتابان، برخورشید نقاب زیبا براندازد. دلیل انداختن شعاع می برخورشید انعكاس نور خورشید بر محتوی جام است كه بس شفاف و آینه‌وار می‌باشد نور را منعكس می‌كند.

5- گردون یهودیانه به كتف كبود خویش

آن زرد پاره بین كه چه پیدا برافكند

یهودیانه: یهودی+ آنه= یهودی وار.// زرد پاره : غیار و آن پارچة زردی بود كه جهت مشخص بودن جامعة‌ یهودی از مسلمان، باید یهودیان برجامه خود بدوزند كنایه است از قرص خورشید .

معنی: چرخ همچون یهودیان زرد پاره دوخته است، ببین آن زرد پاره (خورشید) را كه چقدر آشكار می‌سازد . بواقع خورشید با چنین دمیدنی در میان آسمان، نظیر یهودی در میان مسلمانان استثنا می‌شود.

6- چون بركشد قوارة دیبا زجیب صبح

سحرا كه برقوارۀ دیبا برافكند

قواره: پارة هر چیز دیبا: نوعی از جامة ابریشمی و منقش. جیب: گریبان . سحرا:‌ با الف تاكید سحرهای بسیار. مراد از قواره دیبا. در مصراع دوم مراد خورشید است كه نوع دیگری از دیبای منقش آسمان است. معنی: زمانی كه گردون از گریبان صبح لباس منقش شب را بیرون می‌آورد( شب به اتمام می رسد و می‌خواهد صبح شود) سحرهای بسیار دیگری(مرارد خورشید است) آشكار می‌سازد. بیت بعد این معنی رات تأیید می‌كند.

7- هر صبحدم كه برچند آن مهره‌ها فلك

بررقعه كعبتین همه یكتا برافكند

برچند: برچیند. مهره‌ها :‌استعاره ازستارگان است. رقعه: صفحة شطرنج یا نرد. كعبتین :‌طاس نرد. كعبتین یكتا، كنایه از خورشید است. معنی :‌هر بامداد كه فلك آن ستارگان را برمی‌چیند برصفحة آسمان تنها خورشید را پدید می‌آورد و نگه می‌دارد.

👇محصولات تصادفی👇

گریس نسوز پایان نامه بررسی اسقرار سیستم حسابداری سنجش مسئولیت لینک دانلود پایان نامه تحلیل پارامتریك رفتار لرزه ای عوارض توپوگرافی مثلثی شکل در فضای زمان پرسشنامه نوآوری سازمانی اتلای و اکیف مبانی نظری و پیشینه تحقیق اعتماد